معانی کلمه : فیار
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. = فیاوار: نیست فکری به غیر یار مرا / عشق شد در جهان فیار مرا (رودکی: ۵۴۵ ).
۲. ویار، هوس.
۲. ویار، هوس.
فرهنگ معین
(اِ. ) شغل ، کار، عمل ، پیشه .
فرهنگ فارسی
(اسم ) شغل کار پیشه .توضیح فرهنگ نویسان به معنی سزاوار و شغل کار آورده و گویا این معانی را از این بیت رودکی استنتاج کرده اند : نیست فکری بغیر یار مرا عشق شد در جهان فیار مرا . و ( ظاهرا ) به خطا رفته اند و شاید همان کلمه ای باشد که اینک ویار گویند و هوس معنی می دهد .
دانشنامه عمومی
صنعت (برهان قاطق)
