معانی کلمه : فکری
لغت نامه دهخدا
فکری . [ ف ِ را ] (ع اِ) فکرة. رجوع به فکرة شود.
فرهنگ معین
(فِ کْ ) [ ع - فا. ] (ص نسب . ) ۱ - اهل فکر، اندیشمند. ۲ - اندوهگین .
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - مربوط به فکر متعلق به اندیشه : هیچ همی نماید ترا که نامی و حسی و فکری هر یک نفسی است جدا . ۲ - متفکر اندیشه مند : حالت هر روز را نداری فکری و پژمرده هستی .
