فکرت. [ ف ِ رَ ] ( ع اِ ) فکرة. رجوع به فکرة شود. || اندیشه.ج ، فِکَر. ( فرهنگ فارسی معین ) : چنان دید امیرالمؤمنین به فطرت تیز و فکرت صافی که بگرداند خاطر خود را از جزع بر این مصیبت ها. ( تاریخ بیهقی ).بر خاطرم امروز همی گشت نیاردگر فکرت سقراط بود پرّ کبوتر.ناصرخسرو.این جهان در جنب فکرتهای ماهمچنان در جنب دریا ساغر است.ناصرخسرو.از آتش دل و از آب دیده در دل و چشم همی نیاید فکرت ، همی نگنجد خواب.م...
توفیق فکرت شاعر ترک و پیشوای شعر جدید ترکی ( و. استانبل ۱۸۶۷ - ف. ۱۹۱۵ م . ) . وی تحصیلات خود را در مدرسه عالی غلطه سرای در ۱۸۸۸ م . بپایان رسانید . او مردی منزوی وظیفه شناس خوش ظاهر وطن پرست و انسان دوست بود . در انتشار مجموعه [ ثروت فنون ] - که بعدا [ ثروت هنرمندان ] نامیده شد و در آشنا کردن ترکان بادبیات جدید اروپایی بسیار موثر بود - شرکت داشت. از آثار او [ رباب شکسته ] است . او شعر ترکی را از ...