فک . [ ف َ ] (اِخ ) این قلعه به دوفرسخی دلیجان است وآن را به حصانت و محکمی صفت کرده اند. (تاریخ قم ).
پستانداری دریایی، شبیه سگ، با بدنی کشیده، پاهای کوتاه و پردهدار، شبیه باله که بیشتر در دریاهای قطبی ساکن است و از جانوران دریایی تغذیه میکند؛ سگ دریایی.
(فَ) [ ع . ] (اِ.) آرواره ، چانه .
(فَ کّ) [ ع . ] 1 - (مص م .) جدا کردن دو چیز از هم . 2 - باز کردن ، گشودن . 3 - خلاص کردن ، رها کردن . 4 - از گرو در آوردن . 5 - لباس درآوردن .
چانه
هریک از دو ساختار استخوانی در بیشتر مهرهداران که تعیینکنندۀ حدود دهان است و دندانها در آن قرار دارند متـ . آرواره
چانه
چانه
لانه ی پرندگان
پوشالی که جهت مرغ و برای خواباندن آن و عمل جوجه کشی فراهم ...
چانه
چانه
انفکاک، تفکیک، جداسازی، حذف، قطع
۱. آرواره
۲. انفکاک، تفکیک، جداسازی، حذف، قطع
چانه