معانی کلمه : فونوگراف
لغت نامه دهخدا
فونوگراف. [ ف ُ ن ُ گْرا / گ ِ ] ( فرانسوی ، اِ ) دستگاهی که اصوات را ضبط و سپس بازگو میکند. دستگاه ضبطصوت. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ عمید
دستگاهی که اصوات را روی نوار ضبط و بعد آن ها را تکرار می کند.
فرهنگ معین
(فُ نُ گِ ) [ فر. ] (اِ. ) دستگاهی که اصوات را نخست ضبط و سپس بازگو می کند، دستگاه ضبط صوت .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
دستگاه ضب صوت:دستگاهی که اصوات راروی نوارضبطوبعد آنهاراتکرارمیکند
دستگاهی است که اصوات را نخست ضبط و سپس بازگو می کند دستگاه ضبط صوت .
دستگاهی است که اصوات را نخست ضبط و سپس بازگو می کند دستگاه ضبط صوت .
