کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه فولاد-دل | کلماتور
معانی کلمه : فولاد دل
تلفظ بین المللی :
/fuːlˈɑd dˈel/
تلفظ :
[fu:l'Ad d'el]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
فریاد دلخراش زدن
دلشاد فرهاد
فولاددل
فرهاد دلق پوش
احسن الدلالات فی حل الاشکالات عن احکام اولاد الکلالات
دلالت نهی ارشادی بر فساد
دلالت نهی بر فساد
دلالت نهی بر فساد عبادت
دلالت نهی بر فساد معامله
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
فولاددل. [ لادْ، دِ ] ( ص مرکب ) قوی دل. پردل. بسیار پردل. که دل او چون فولاد سخت بود. بی باک. باجرأت :
تیزچشم ، آهن جگر، فولاددل ، کیمخت لب
سیم دندان ، چاه بینی ، ناوکام و لوح روی.
منوچهری.
فرهنگ فارسی
قوی دل . پر دل
کلمات مرتبط
فریاد دلخراش زدن
دلشاد فرهاد
فولاددل
فرهاد دلق پوش
احسن الدلالات فی حل الاشکالات عن احکام اولاد الکلالات
دلالت نهی ارشادی بر فساد
دلالت نهی بر فساد
دلالت نهی بر فساد عبادت
دلالت نهی بر فساد معامله
نظرات