معانی کلمه : فورک
لغت نامه دهخدا
فورک . [ رَ ] (اِخ ) نام جد خاندانی است . (سمعانی ). از نامهای ایرانی است . (مؤلف ).
فورک . [ رَ ] (اِخ ) دهی است از بخش سعادت آباد شهرستان بندرعباس که دارای دوهزار تن سکنه است . آب آن از قنات و محصول عمده اش خرما، مرکبات و غله است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8).
فرهنگ فارسی
دهی است از دهستان طبس مسینا بخش در میان شهرستان بیرجند در ۳ کیلومتری مغرب درمیان سرراه مالرو عمومی - دستگرد کوهستانی و معتدل ۱٠۸۹ تن سکنه قنات محصول غلات شلغم چغندر شغل زراعت و قالی بافی .
دهی است از بخش سعادت آباد شهرستان بندرعباس .
دهی است از بخش سعادت آباد شهرستان بندرعباس .
