( فوراً ) فوراً. [ ف َ رَن ْ ] ( ع ق ) بشتاب. دروقت. دردم. بی درنگ. حالی. درحال. درساعت. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به فور شود.
فرهنگ عمید
به شتاب، بی درنگ.
فرهنگ فارسی
بشتاب . در وقت
دانشنامه عمومی
فوراً (به آلمانی: Vorra) یک شهر در آلمان است که در نورنبرگر لاند واقع شده است.wiki: فورا فوراً. فوراً (به آلمانی: Vorra) یک شهر در آلمان است که در نورنبرگر لاند واقع شده است.فهرست شهرهای آلمانwiki: فوراً...
مترادف و متضاد
at once (قید)یکسره، فورا، یک بارهایanon (قید)چند لحظه بعد، بزودی، فوراinstantly (قید)فورا، مستقیماright away (قید)فورا، یک مرتبهstraightway (قید)فوراforthwith (قید)فورا، بی درنگ، اناhastefully (قید)فوراtherewith (قید)بعلاوه، فورا، بی درنگ، علاوه بر این، در ان هنگام، از ان بابت، بدان وسیله، با آن، در نتیجه ان...