Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فور

تلفظ بین المللی : /fˈuːr/ تلفظ :‌ [f'u:R]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هادانشنامه اسلامی
  • فور زدن
  • فور دو فرانس
  • فور لوسین
  • فور و تراخی
  • فور پل
  • فور اس رنچ کالیفرنیا
  • فور اسکوار
  • فور اوپ اپ
  • فور بریجز اوهایو
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هادانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

فور. (ع اِ) آهوبرگان . ج ِ فائر. (منتهی الارب ). رجوع به فائر شود.

فور. (اِ) رنگ سرخ کمرنگ . (برهان ). بور. (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به بور شود.

فور. (اِ) مخفف وافور. (فرهنگ فارسی معین ).- اهل فور ؛ وافوری . تریاکی . (فرهنگ فارسی معین )....

فرهنگ عمید

تریاک#NAME?

رنگ سرخ کم‌رنگ.

۱. جوشیدن.
۲. [مجاز] شتاب؛ تعجیل.

۱. جوشیدن.
۲. [مجاز] شتاب، تعجیل.
= تریاک
رنگ سرخ کم رنگ.

فرهنگ معین

(اِ.) بور، رنگ سرخ کم رنگ .

(فُ) [ ع . ] (اِ.) زود، سریع .

(اِ. ) بور، رنگ سرخ کم رنگ .
(فُ ) [ ع . ] (اِ. ) زود، سریع .

دانشنامه آزاد فارسی

فور (Fohr)یکی از جزایر فریزیایی شمالی در دریای شمال، متعلق به آلمان، نزدیک ساحل غربی اشلسویگ ـ هولشتاین. ۸,۲۰۰ نفر جمعیت (۱۹۹۱) و ۸۲ کیلومتر مربع مساحت دارد. ماهی گیری شغل اصلی ساکنان جزیرۀ مزبور است و از آن صدف خوراکی به آلمان صادر می شود. شهر مهم آن، ویک، مرکز تفریحی درمانی نیز است. در فصل پاییز، تعداد زیادی پرندۀ وحشی به این جزیره می آیند.wikijoo: فور...

فرهنگ فارسی

یکی از پادشاهان هند رای کنوج ( قنوج ) معاصر اسکندر مقدونی . فور برخلاف تصور اسکندر حاضر باطاعت از او نشد و در جنگ شدیدی که بین او و سپاه اسکندر در گرفت باوجود آنکه شکست خورد مانند سربازی دلیر تا آخرین لحظه مقاومت کرد تا آنجا که اسکندر برای نجات وی تاکسیل را نزد او فرستاد ولی او بجنگ با تاکسیل پرداخت و سرانجام از شدت ضعف دستگیر شد . اسکندر چنان فریفته شهامت او شد که دست دوستی بسوی او دراز کرد و باه...

دانشنامه عمومی

فور(Dry Heat ) (به فرانسوی Four) یا اجاق گرمای خشک در پزشکی نام دستگاهی برای ضدعفونی و استریلیزاسیون تجهیزات و وسایل فلزی می باشد.اتوکلاواستریلیزاسیونعموماً در رده دمایی ۵۰ الی ۳۰۰ درجه سانتیگراد کاربرد دارند و توسط ترموستات می توان بنا به شرایط مورد نیاز درجه گرما را کنترل کرد. بدنه یک فور دارای دو جداره است که در صرفه جویی انرژی بسیار مؤثر است، لایه داخلی که یک رسانای ضعیف حرارتی و لایه بیرونی ف...

فرهنگ اسم ها

اسم: فور (پسر) (هندی)
معنی: از شخصیتهای شاهنامه، نام پادشاه هند در زمان اسکندر مقدونی

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] تکرار در قرآن: ۴(بار)جوشیدن. غلیان. راغب قید شدت را بر آن افزوده است و گوید: آن در آتش و دیک و غضب گفته می‏شود یعنی در فوران آتش و غلیان دیک و برانگیخته شدن غضب به کار می‏رود. . تا چون امر ما آمد و تنور فوران کرد (آب از آن جوشید) گفتیم در آن کشتی از هر نوع یک جفت سوار کن. . چون در جهنم انداخته شوند صفیر آن را می‏شنوند و میجوشد و فوران می‏کند. . در المیزان آمده فور به معنی غلیان است س...

کلمات مرتبط

  • فور زدن
  • فور دو فرانس
  • فور لوسین
  • فور و تراخی
  • فور پل
  • فور اس رنچ کالیفرنیا
  • فور اسکوار
  • فور اوپ اپ
  • فور بریجز اوهایو
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات