معانی کلمه : فواید
لغت نامه دهخدا
فوائد. [ ف َ ءِ ] ( ع اِ ) ج ِ فائده. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) : در فوائد حکمای هند می آید که آن را که دوست نیست رامش نیست. ( مرزبان نامه ). ابوالفضل در لطایف ادب بارع تر بود و فوائد عرب را جامعتر. ( ترجمه تاریخ یمینی ). رجوع به فواید شود.
فرهنگ عمید
فایده#NAME?
= فایده
فرهنگ معین
(فَ یِ ) [ ع . فوائد ] (اِ. ) جِ فایده .
فرهنگ فارسی
( اسم ) جمع فایده سودها بهره ها یا فواید عامه . اموری که به سود عموم مردم باشد . یا وزارت فواید عامه . وزارت طرق و شوارع وزارت راه .
جمع فائده
( اسم ) جمع فایده سودها بهره ها یا فواید عامه . اموری که به سود عموم مردم باشد . یا وزارت فواید عامه . وزارت طرق و شوارع وزارت راه .
( اسم ) جمع فایده سودها بهره ها یا فواید عامه . اموری که به سود عموم مردم باشد . یا وزارت فواید عامه . وزارت طرق و شوارع وزارت راه .
مترادف و متضاد
منافع
محاسن
مزایا ≠ معایب
۱. مزایا
۲. منافع
۳. محاسن ≠ معایب
