فهرست. [ ف ِ رِ ] ( معرب ، اِ ) ( معرب پهرست پهلوی ) جدولی شامل ابواب و فصول کتاب در ابتدا یا انتهای آن. || صورت اسامی چیزی. ( فرهنگ فارسی معین ). نوشته ای را نیز گفته اند که در آن اسامی کتابها باشد، و عربان فهرس میگویند. ( برهان ). نمودار. خلاصه. ملخص : شاهی که گر بیان دهد اخلاق او خردفهرست بأس حیدر و عدل عمر شود.مسعودسعد.صاحب خبر غیب نخوانده ست بسدره چون سیرت نیکوش به فهرست سیر بر.سنایی.اشارات ...
فرهنگ عمید
بخشی در اول یا انتهای کتاب، مجله، و مانند آن که به طور اجمالی عناوین، موضوعات، و مطالب را شرح می دهد.
فرهنگ معین
(فِ رِ ) (اِ. ) ۱ - راهنمای کتاب که در آن فصل ها و موضوعات کتاب و صفحات مربوط به آنها در آن نوشته است . ۲ - صورت اسامی چیزی .
فرهنگ فارسی
لیست، صورت، سیاهه
( اسم ) ۱ - جدولی شامل ابواب و فصول کتاب در ابتدا یا انتهای آن ۲ - صورت اسامی چیزی .
دانشنامه عمومی
فهرست (پایگاه داده). فهرست گذاری (به انگلیسی: Indexing) در پایگاه داده روشی برای ارائه دسترسی سریع به مقادیر یک یا چند ستون است.. این بهبود در بازیابی، در ازای هزینه ی بیشتر در هنگام تغییر/درج/حدف رکورد ها می باشد. به بیانی دیگر، استفاده از فهرست، فرایند بازیابی (Retrieval) را سرعت میبخشد، ولی در هنگام حذف و اضافه یا تغییر مقادیر، هم داده باید تغییر کند و هم فهرست باید به روز شود، و این به معنای...
{catalogue} [علوم کتابداری و اطلاع رسانی، عمومی] سیاهه ای از کتاب ها و سایر مواد کتابخانه ای متعلق به مجموعه ای خاص {list} [عمومی] صورت اسامی افراد یا اشیا یا هر چیز دیگر
متـ . سیاهه 2، صورت 4