Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فنطاس

تلفظ بین المللی : /fantˈɑs/ تلفظ :‌ [fant'As]
لغت نامه دهخدافرهنگ معین
  • الفنطاس
  • نیروگاه راس ابو فنطاس
  • فناستین
  • فناسیون
  • فرطاس
  • فلطاس
  • فناسقان
  • فنطاعطا
  • فنطافلون
لغت نامه دهخدافرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

فنطاس. [ ف ِ ] ( ع اِ ) حوضچه ای در کشتی که زهاب آبهای کشتی در آن جمع گردد. ( فرهنگ فارسی معین ). حوض کشتی که در آن نشانه آب آن گرد آید. || آوندی ساخته از چوب در کشتی که در آن آب خوردن نهند. ( منتهی الارب ). بشکه ای در کشتی که در آن آب شیرین ریزند. ( فرهنگ فارسی معین ) : جهازات را مکلکل گردانید و فنطاسها که اوانی آب باشد چون دیده عشاق از اشک مالامال ساخت. ( تاریخ وصاف ). || کاسه ای که بدان آب شیری...

فرهنگ معین

(فِ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - حوضچه ای در کشتی که زهاب آب های کشتی در آن جمع گردد. ۲ - بشکه ای در کشتی که در آن آب شیرین ریزند. ۳ - کاسه ای که بدان آب شیرین تقسیم کنند، ج . فناطیس .

کلمات مرتبط

  • الفنطاس
  • نیروگاه راس ابو فنطاس
  • فناستین
  • فناسیون
  • فرطاس
  • فلطاس
  • فناسقان
  • فنطاعطا
  • فنطافلون
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات