Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فندیره

تلفظ بین المللی : /fandˈireː/ تلفظ :‌ [fand'iRe:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • فندیر
  • الفنداره
  • سقولو فندریون
  • فادره
  • فخیره
  • فخیره مارگان
  • فدره
  • فدیشه
  • فدیه
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

فندیرة. [ ف ِرَ ] (ع اِ) پاره و توده ٔ بزرگ از خرما. || سنگ بزرگ بیرون جسته از سر یا بن کوه . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). منتهی الارب این معانی را در ذیل فندیر نیز آورده است . || پاره ای از کوه جز فدرة. (منتهی الارب ). ج ، فنادیر. (اقرب الموارد). || سنگ گردی را گویند که از سر کوه بغلطانند. (برهان ). || کندر. (فهرست مخزن الادویه ).

( فندیرة ) فندیرة. [ ف...

فرهنگ فارسی

پاره و توده بزرگ از خرما یا سنگ بزرگ بیرون جسته از سر یا بن کوه .

کلمات مرتبط

  • فندیر
  • الفنداره
  • سقولو فندریون
  • فادره
  • فخیره
  • فخیره مارگان
  • فدره
  • فدیشه
  • فدیه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات