Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ فند و فعل

تلفظ بین المللی : /fˈand vˈa fˈeʔl/ تلفظ :‌ [f'and v'a f'e?l]
لغت نامه دهخدا
  • پر فند و فعل
  • فن و فن
  • فن و فن کردن
  • پوست فندق و بادام و غیره
  • حیله و فن
  • فن ارایش و تزئین
  • فن استخراج و ذوب فلزات
  • فن معالجه و درمان امراض پا
  • فن و هنر وقت سنجی
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

فند و فعل. [ ف َ دُ ف ِ ] ( ترکیب عطفی ، اِ مرکب ) حیلت و مکر و اعمال تباه ، و بیشتر در صفت زنان آرند و اراده بی عفافی از آن کنند. اعمال نهانی و حیله کاری های زشت زن. حیله و مکر، خاصه در زنان. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). فسق. فجور. حیله و تزویر. ( یادداشت مرحوم دهخدا ): چه فند و فعلها! و رجوع به فعل شود.

کلمات مرتبط

  • پر فند و فعل
  • فن و فن
  • فن و فن کردن
  • پوست فندق و بادام و غیره
  • حیله و فن
  • فن ارایش و تزئین
  • فن استخراج و ذوب فلزات
  • فن معالجه و درمان امراض پا
  • فن و هنر وقت سنجی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات