Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فنجر

تلفظ بین المللی : /fˈandʒar/ تلفظ :‌ [f'andZaR]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • فنجردیون
  • فنجره
  • فنجریون
  • شاه فنر
  • سقولو فندریون
  • صلاه الفجر
  • عذاب الفنج
  • غم الفنج
  • فاجر
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

فنجر. [ ف َ ج َ ] ( ص ) شخصی را گویند که آلت مردی او بزرگ و گنده باشد. ( برهان ). فنجره. رجوع به فنجره شود.

فرهنگ فارسی

شخصی را گویند که آلت مردی او بزرگ و گنده باشد .

کلمات مرتبط

  • فنجردیون
  • فنجره
  • فنجریون
  • شاه فنر
  • سقولو فندریون
  • صلاه الفجر
  • عذاب الفنج
  • غم الفنج
  • فاجر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات