معانی کلمه : فناروز
لغت نامه دهخدا
فناروز. [ ف َ ] ( اِخ ) نام جایی و محلی است از سمرقند که شراب آنجا نیکو میشود. ( برهان ). مؤلف انجمن آرا این نام را تصحیف «فیاروز» میداند :
باز تویی رنج باش و جان تو خرم
با نی و با رود و با نبیذ فناروز.رجوع به فیاروز شود.
باز تویی رنج باش و جان تو خرم
با نی و با رود و با نبیذ فناروز.رجوع به فیاروز شود.
