Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فن

تلفظ بین المللی : /fˈan/ تلفظ :‌ [f'an]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • فن بازپخت مهره ای
  • فن جداسازی پخشی
  • فن جوشکاری نیم مهره
  • فن جُرم
  • فن خوردن
  • فن دوراک
  • فن ساختن
  • فن ساخته
  • فن سالار
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

فن . [ ف َن ن ] (ع ص ، اِ) هو فن علم ؛ او نیکوپاینده و قیام ورزنده در علم است . (منتهی الارب ).

فن. [ ف َن ن ] ( ع اِ ) ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || گونه. ج ، افنان ، فنون. ( منتهی الارب ). نوع از چیزی ، و توسعاً به معنی صناعة و علم و قسم سخن به کار رود. ( از اقرب الموارد ). || سرود و آواز طرب انگیز. ( منتهی الارب ). نغمه. راه. || فریب. حیله. ( ...

فرهنگ عمید

۱. کاری که مستلزم تجربه یا آموزش قبلی است: فن خانه داری.
۲. صنعت.
۳. (ورزش ) در کُشتی، هر عملی که کشتی گیر برای زمین زدن حریف و غلبه بر او انجام می دهد، بند.
۴. [قدیمی] نیرنگ.

فرهنگ معین

(فَ نّ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - آگاهی های مربوط به صنعت یا علم . ۲ - حال ، گونه . ۳ - راه ، روش . ۴ - سرود طرب انگیز. ۵ - در فارسی ، حیله ، نیرنگ ، چاره . ج . فنون و افنان .

فرهنگ فارسی

روش یا مهارتی در انجام دادن عملی

فرانسو ( بارن ) مورخ فرانسوی ( و.پاریس ۱۷۷۸ - ف. ۱۸۳۷ م . ) وی منشی ناپلئون بناپارت بود و از خود یادداشتهای سودمندی بجا گذاشته که در حکم اسناد تاریخی زمان وی بشمار میرود .حال، گونه، نوع، قسم، هنر( اسم ) ۱ - حال گونه ۲ - شاخ درخت ۳ - صنعت هنر ۴ - فریب حیله : صد فن بوجهل بدفتر نهد تهمت این علم بحیدر نهد ( امیر خسرو ) ۵ - نغمه راه ( موسیقی ) ۶ - راه روش جمع : فن...

دانشنامه عمومی

فن می تواند اشاره ای به یکی از موارد زیر باشد:پنکهفن مکانیکی، دستگاهی برای جابجایی هوافن شعر (ارسطو)فن (نام)فونwiki: هوا را به جریان می اندازد. فن ها از لحاظ کاربردی جهت کشیدن هوا، دمیدن هوا یا گردش هوا مورد استفاده قرار می گیرند.فن گریز از مرکزفن محوریهواکشفن ها با توجه به جهت جریان هوا نسبت به محور فن به دو دسته زیر تقسیم می شوند.فن گریز از مرکز (فن سانتریفوژ) به وسیله نیروی گریز از مرکز، هوا را...

مترادف و متضاد

نغمه

راه، روش

تکنیک، هنر

حیله، رمز، شگرد، لم

۱. تکنیک، هنر
۲. حیله، رمز، شگرد، لم
۳. نغمه
۴. راه، روش

art (اسم)هنر، استعداد، فن، صنعت، استادی، نیرنگmanner (اسم)راه، رفتار، طرز عمل، عنوان، قسم، سیاق، فن، نوع، سبک، چگونگی، تربیت، ادب، روش، رسوم، طرز، طریقه، طریق، سان، طور، مسلک، سلیقهmode (اسم)طرز عمل، فن، مقام، سبک، رسم، وجه، طرز، اسلوب، طریقه، طریق، ...

فرهنگ فارسی ساره

راه، روش

واژه نامه بختیاریکا

فِند

فرهنگستان زبان و ادب

{technic, technique (fr. )} [عمومی] روش یا مهارتی در انجام دادن عملی

کلمات مرتبط

  • فن بازپخت مهره ای
  • فن جداسازی پخشی
  • فن جوشکاری نیم مهره
  • فن جُرم
  • فن خوردن
  • فن دوراک
  • فن ساختن
  • فن ساخته
  • فن سالار
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات