Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فلنج

تلفظ بین المللی : /fˈalandʒ/ تلفظ :‌ [f'alandZ]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومی
  • قصر فلنج
  • فلنجه
  • فلنجیدن
  • فلنجمشک
  • فلنجون
  • فلنجیقن
  • فلنجیون
  • زَم قلب فلجی
  • اوکانر فلنری
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومی

لغت نامه دهخدا

فلنج. [ ف َ ل َ / ف َن َ ] ( اِ ) حلقه در و قفل در. ( یادداشت مؤلف ). این کلمه بصورت «فلج ». «فلخ »، «زفلج » در نسخ فرهنگ اسدی ضبط شده است و صورت صحیح آن معلوم نشد :
در به فلنج کرده بودم استوار
وز کلیدانه فروهشته مدنگ.
علی قرط اندکانی.
رجوع به فلج شود.

فرهنگ فارسی

حلقه در و قفل در

دانشنامه عمومی

فلنج گونه ای از اتصال دهنده های لوله ها، شیرآلات و دستگاه ها به یکدیگر می باشد. فلنج ها قطعه دیسکی شکل می باشند، که اغلب به صورت جفت، با استفاده از پیچ و مهره دو قطعه را به یکدیگر متصل می سازند، به آسانی باز شده و برای فشارهای پائین و بالا مناسب می باشند.فلنج ها از جمله اتصالاتی هستند، که خطوط لوله انتقال (با هر نوع سیال) را به یکدیگر متصل کرده، همچنین شیرآلات را به لوله های جوش داده شده، مرتبط می...

کلمات مرتبط

  • قصر فلنج
  • فلنجه
  • فلنجیدن
  • فلنجمشک
  • فلنجون
  • فلنجیقن
  • فلنجیون
  • زَم قلب فلجی
  • اوکانر فلنری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات