کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : فلالی
تلفظ بین المللی :
/falˈɑli/
تلفظ :
[fal'Ali]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
شرفای فلالی
حسن شریف فلالی
حفیظ فلالی
ابراهیم فلالی
عبداللطیف فلالی
فلالیج
دیرش فعالیت
رژیم بیش فعالی
زمان بیش فعالی حریق
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
فلالی. [ ف َ] ( ع اِ ) ج ِ فَلّیّة. ( منتهی الارب ). مفرد آن را اقرب الموارد به کسر اول آورده است. رجوع به فلیه شود.
فرهنگ فارسی
جمع فلیه . مفرد آن اقرب الموارد بکسر اول آورده ست .
کلمات مرتبط
شرفای فلالی
حسن شریف فلالی
حفیظ فلالی
ابراهیم فلالی
عبداللطیف فلالی
فلالیج
دیرش فعالیت
رژیم بیش فعالی
زمان بیش فعالی حریق
نظرات