فلاحی . [ ف َل ْ لا ] (حامص ) کشاورزی . فلاحت . برزگری . رجوع به فلاح شود.
فلاحی . [ ف َ ] (ص نسبی ) منسوب به فلاح که نام جد خاندانی است . (از سمعانی ).