کشاورز؛ برزگر.
۱. رستگاری.
۲. پیروزی.
۳. نجات.
۴. صلاح حال.
(فَ لّ) [ ع . ] (ص .) کشاورز، برزگر.
(فَ) [ ع . ] (اِمص .) 1 - رستگاری . 2 - پیروزی ، نجات .
(تلفظ: falāh) (عربی) رستگاری ، نیک انجامی ، سعادت .
پیروزی، رستگاری، سعادت، نجاح، نیکبختی
حارث، دهقان، دهقان، زارع، کشاورز، کشتگر