Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فغان داران

تلفظ بین المللی : /faq1ˈɑn dˈɑrɑn/ تلفظ :‌ [faq1'An d'ARAn]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • فغان
  • فغان انگیخته
  • فغان برامدن
  • فغان برخاستن
  • فغان بردن
  • فغان برکشیدن
  • فغان داشتن
  • فغان دربستن
  • فغان درگرفتن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

فغان داران. [ ف َ ] ( نف مرکب ، ق مرکب ) فریادکنان. در حال فغان داشتن. در حال ناله و زاری. زاری کنان :
چو شیرین دیدشان زار و خروشان
بسوک شه فغانداران و جوشان.
نظامی.
رجوع به فغان داشتن شود.

فرهنگ فارسی

فریاد کنان . در حال فغان داشتن .

کلمات مرتبط

  • فغان
  • فغان انگیخته
  • فغان برامدن
  • فغان برخاستن
  • فغان بردن
  • فغان برکشیدن
  • فغان داشتن
  • فغان دربستن
  • فغان درگرفتن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات