Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فعلاً

تلفظ بین المللی : /fˈeʔlan/ تلفظ :‌ [f'e?lan]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینمترادف و متضادفرهنگ فارسی ساره
  • فعلا
  • فعلا خداحافظ
  • فعلات
  • دُم سطح فعال
  • دیرش فعالیت
  • راست فعل
  • امیری فلاح رجب
  • رویش فعال
  • رژیم بیش فعالی
لغت نامه دهخدافرهنگ معینمترادف و متضادفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

فعلاً. [ ف ِ لَن ْ ] (ع ق ) عملاً. مقابل قولاً. (یادداشت مؤلف ) : بر دست و زبان ایشان هرچه رفته باشد فعلاً و قولاً، هرآینه در افواه افتد. (گلستان سعدی ). || مجازاً، به معنی اکنون . فی الحال . حالا. (یادداشت مؤلف ).

فرهنگ معین

(فِ لَ نْ) [ ع . ] (ق .) 1 - هنوز، تاکنون . 2 - اینک ، حالا. 3 - به طور موقت ، موقتاً، عجالتاً.

مترادف و متضاد

اکنون، الحال، ایندم، اینک، حالا، عجالتاً ≠ بعداً، قبلاً

فرهنگ فارسی ساره

هم اینک


کلمات مرتبط

  • فعلا
  • فعلا خداحافظ
  • فعلات
  • دُم سطح فعال
  • دیرش فعالیت
  • راست فعل
  • امیری فلاح رجب
  • رویش فعال
  • رژیم بیش فعالی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات