Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فعالیت

تلفظ بین المللی : /fˌaːʔɑlˈiːjat/ تلفظ :‌ [f,a:?_Al'i:jat]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهفرهنگستان زبان و ادب
  • فعالیت بحرانی
  • فعالیت تفریحی
  • فعالیت جایگزین
  • فعالیت جنسی
  • فعالیت خورشیدی
  • فعالیت داشتن
  • فعالیت دیاستازی
  • فعالیت ساختگی
  • فعالیت عصبی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

فعالیت. [ ف َع ْ عا لی ی َ ] ( ع مص جعلی ، اِمص ) کوشش. ( فرهنگ فارسی معین ).
- فعالیت به خرج دادن ؛ کوشیدن. کوشش کردن. ( ازفرهنگ فارسی معین ).
- فعالیت داشتن ؛ کوشش کردن. ( فرهنگ فارسی معین ).
- فعالیت کردن ؛ کوشیدن.

فرهنگ عمید

۱. کاروکوشش بسیار، پرکاری.
۲. عمل به کار

فرهنگ معین

(فَ یَّ ) [ ازع . ] (مص جع . ) کوشش .

دانشنامه آزاد فارسی

فعّالیّت (activity)در فیزیک، تعداد ذرات گسیل شده در هر ثانیه، از یک منبع پرتوزا. این اصطلاح به منظور توضیح میزان پرتوزایی یا خطر بالقوۀ آن منبع به کار می رود. یکای فعالیت بکرل (Bq) است که از نام هانری بکرل، فیزیک دان فرانسوی، گرفته شده است.wikijoo: فعالیت...

فرهنگ فارسی

← آهنگ پرتوزایی

( مصدر ) کوشش : فعالیتهای پارلمانی یا فعالیت به خرج دادن . کوشش کردن .

دانشنامه عمومی

فعالیت (انگلیسی: Thermodynamic activity) در ترمودینامیک شیمیایی به غلظت مؤثر گونه های شیمیایی موجود در یک مخلوط گفته می شود؛ بدین معنی که پتانسیل شیمیایی گونه ها وابسته به فعالیت یک محلول حقیقی است که خودش به غلظت یک محلول ایده آل بستگی دارد. فعالیت یک کمیت بدون بعد در نظر گرفته می شود، اگرچه مقدار آن به حالت استاندارد ترمودینامیکی گونه ها وابسته است. فعالیت یک ماده خالص در فازهای چگال (جامد و مای...

مترادف و متضاد

کار، کوشش، مشغله

پرکاری، تلاش، جدیت، سخت‌کوشی

۱. پرکاری، تلاش، جدیت، سختکوشی
۲. کار، کوشش، مشغله

actuality (اسم)امر مسلم، فعالیت، واقعیتacting (اسم)بازیگری، کفیل، فعالیت، ایفای نمایش، کاری، جدیتactivity (اسم)کار، فعالیت، کنش وری، اکتیو ایی، چابکی، زنده دلیstir (اسم)فعالیت، حرکت، جنبش...

فرهنگ فارسی ساره

کوشش، تکاپو، کار و جنبش، کنشگری، کنش ور

فرهنگستان زبان و ادب

[فیزیک] ← آهنگ پرتوزایی

کلمات مرتبط

  • فعالیت بحرانی
  • فعالیت تفریحی
  • فعالیت جایگزین
  • فعالیت جنسی
  • فعالیت خورشیدی
  • فعالیت داشتن
  • فعالیت دیاستازی
  • فعالیت ساختگی
  • فعالیت عصبی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات