Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فطنت

تلفظ بین المللی : /fˈatnat/ تلفظ :‌ [f'atnat]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • صاحب فطنت
  • دگرش فانتزی
  • دگرۀ فانتزی
  • الفانتا
  • الفانتین
  • ایه فطرت
  • فانتزی
  • فطانت
  • فطرت
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

فطنت . [ ف ِ ن َ ] (ع اِمص ) فطنة. زیرکی و دانایی . (غیاث ). زیرکی . هوشیاری . تیزخاطری . (فرهنگ فارسی معین ) : هر خردمندی که فطنتی دارد تواند دانست که حمید امیرالمؤمنین به معنی از نعوت حضرت خلافت است . (تاریخ بیهقی ).وین گنه طبع را نهم که همی مایه ٔ فطنت و ذکا باشد. مسعودسعد.دشمن اند این ذهن و فطنت را حریفان حسدمنکرند این سحر و معجز را رفیقان ریا. خاقانی .چون نداری فطنت ونور هدی بهر کوران روی را...

فرهنگ عمید

۱. درک کردن.
۲. زیرک و دانا بودن.
۳. هوشیاری، زیرکی، دانایی.

فرهنگ معین

(فِ طْ نَ ) [ ع . فطنة ] (اِمص . )۱ - زیرکی ، هو شیاری . ۲ - دانایی ، ج . فطن .

فرهنگ فارسی

درک کردن، زیرک ودانابودن، هوشیاری، زیرکی ودانایی
( اسم ) ۱ - زیرکی هوشیاری تیز خاطری ۲ - دانایی جمع : فطن .

مترادف و متضاد

دها، زیرکی، هوشیاری


کلمات مرتبط

  • صاحب فطنت
  • دگرش فانتزی
  • دگرۀ فانتزی
  • الفانتا
  • الفانتین
  • ایه فطرت
  • فانتزی
  • فطانت
  • فطرت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات