معانی کلمه : فضیله
لغت نامه دهخدا
فضیلة. [ ف َ ل َ ](ع اِمص ) فزونی . (منتهی الارب ). مزیت . خلاف نقیصه و رذیله . (از اقرب الموارد). || پایه ٔ بلند در فضل . ج ، فضایل . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
فرهنگ فارسی
( صفت ) مونث فضلی جمع : فضلیات .
فزونی . مزیت
فزونی . مزیت
فرهنگ اسم ها
اسم: فضیله (دختر) (عربی) (تلفظ: fazile) (فارسی: فضیله) (انگلیسی: fazile)
معنی: برتری در دانش، هنر و اخلاق، فضیلت، ( = فضیلت )، فضل، ارزش و اهمیت، شرف، ( در قدیم ) در علم اخلاق، ویژگی های ستوده ی اخلاقی
معنی: برتری در دانش، هنر و اخلاق، فضیلت، ( = فضیلت )، فضل، ارزش و اهمیت، شرف، ( در قدیم ) در علم اخلاق، ویژگی های ستوده ی اخلاقی
