Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فضیحت

تلفظ بین المللی : /fazˈihat/ تلفظ :‌ [faz'ihat]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • فضیحت کردن
  • فضاحت
  • فضیح
  • فضیلت
  • فضیلت دادن
  • فضیلت گستر
  • انکار فضیلت چیزی را کردن
  • بی فضیلت
  • فضاحتبار
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

فضیحت . [ ف َ ح َ ] (ع مص ) فضیحة. رسوا کردن . (ترجمان علامه ٔ جرجانی ترتیب عادل بن علی ). || (اِمص ) آشکاری عیب کسی . (از اقرب الموارد). رسوایی و بدنامی . ج ، فضائح . (فرهنگ فارسی معین ) : و هرآینه در معرض فضیحت عامه افتد. (کلیله و دمنه ). فضیحت خویش بدید. (کلیله و دمنه ).که فضیحت بود بروز شماربنده آزاد و خواجه در زنجیر.سعدی ....

فرهنگ عمید

عیب، رسوایی، بدنامی.

فرهنگ معین

(فَ حَ ) [ ع . فضیحة ] (اِمص . ) ۱ - عیب . ۲ - رسوایی ، بدنامی ، ج . فضائح .

فرهنگ فارسی

عیب، رسوایی وبدنامی
( اسم ) ۱ - عیب ۲ - رسوایی بدنامی جمع : فضائح ( فضایح ) .

مترادف و متضاد

بدنامی، بی‌آبرویی، رسوایی، فضاحت، ننگ، ویله


کلمات مرتبط

  • فضیحت کردن
  • فضاحت
  • فضیح
  • فضیلت
  • فضیلت دادن
  • فضیلت گستر
  • انکار فضیلت چیزی را کردن
  • بی فضیلت
  • فضاحتبار
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات