Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ فشغه

تلفظ بین المللی : /fˈaʃq1eː/ تلفظ :‌ [f'aSq1e:]
لغت نامه دهخدا
  • فشغ
  • فغه
  • فشه
  • فشه فشه هکاردن
  • فشکه
  • فشکه رو
  • فاشغه
  • فشته
  • فشغاء
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

فشغة. [ ف َ غ َ ] (ع اِ) گیاه پیچک . (منتهی الارب ). لبلاب . (اقرب الموارد) (فهرست مخزن الادویه ). || پنبه ٔ اندرون نی . آنچه از شکم گیاه صوصلاء پردو پراکنده گردد. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).

( فشغة ) فشغة. [ ف َ غ َ ] ( ع اِ ) گیاه پیچک. ( منتهی الارب ). لبلاب. ( اقرب الموارد ) ( فهرست مخزن الادویه ). || پنبه اندرون نی. آنچه از شکم گیاه صوصلاء پردو ...

کلمات مرتبط

  • فشغ
  • فغه
  • فشه
  • فشه فشه هکاردن
  • فشکه
  • فشکه رو
  • فاشغه
  • فشته
  • فشغاء
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات