Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فشرده

تلفظ بین المللی : /feʃˈordeː/ تلفظ :‌ [feS'oRde:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • فشرده ساخت
  • فشرده ساز
  • فشرده ساز اَبَرصوتی
  • فشرده ساز محوری
  • فشرده ساز مرکزگریز
  • فشرده سازی
  • فشرده سازی تصویر
  • فشرده سازی تَپ
  • فشرده سازی داده ها
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

فشرده. [ ف َ / ف ِ ش ُ دَ / دِ ] ( ن مف ) فشارداده شده و افشرده شده. ( ناظم الاطباء ). افشرده. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ فارسی

← پِرِسی

مترادف و متضاد

مجمل

۱. مجمل
۲. متراکم
۳. محکم

compressed (صفت)متراکم، محکم، فشردهcondensed (صفت)متراکم، فشرده، چگالیده، تغلیظ شده، منقبض شدهsuccinct (صفت)مختصر، مجمل، چکیده، کوتاه، فشرده، موجزcompacted (صفت)فشردهpressed (صفت)فشردهsqueezed (صفت)فشردهcompressive (صفت)فشرده، فشاری، هم فشارنده، مایه تراکم...

واژه نامه بختیاریکا

تِلنیدِه
تپنیدِه

فرهنگستان زبان و ادب

[مهندسی بسپار، مهندسی مواد و متالورژی] ← پِرِسی

کلمات مرتبط

  • فشرده ساخت
  • فشرده ساز
  • فشرده ساز اَبَرصوتی
  • فشرده ساز محوری
  • فشرده ساز مرکزگریز
  • فشرده سازی
  • فشرده سازی تصویر
  • فشرده سازی تَپ
  • فشرده سازی داده ها
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات