کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه فشاری | کلماتور
معانی کلمه : فشاری
تلفظ بین المللی :
/feʃˈɑri/
تلفظ :
[feS'ARi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
فشاری اب
دکمۀ فشاری
رنگرزی فشاری
رَخ انحلال فشاری
رَزش فشاری
ریخته گری فشاری
شارش فشاری
شکستگی فشاری
شیر فشاری
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
فشاری. [ ف ِ ] ( ص نسبی ) در اصطلاح بنایان ، نوعی آجر ارزان قیمت است که در ساختن آن ظرافت به کار نمی رود و در زیرساز بناها مورد استعمال دارد.
فرهنگ فارسی
در اصطلاح بنایان نوعی آجر ارزان قیمت است که در ساختن آن ظرافت بکار نمی رود و در زیر ساز بناها مورد استعمال است .
مترادف و متضاد
compressive
(صفت)
فشرده، فشاری، هم فشارنده، مایه تراکم
pressing
(صفت)
مصر، فشاری، مبرم، فشاراور، عاجل
کلمات مرتبط
فشاری اب
دکمۀ فشاری
رنگرزی فشاری
رَخ انحلال فشاری
رَزش فشاری
ریخته گری فشاری
شارش فشاری
شکستگی فشاری
شیر فشاری
نظرات