Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فشارش

تلفظ بین المللی : /feʃˈɑraʃ/ تلفظ :‌ [feS'ARaS]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومی
  • هم فشارش
  • شیر فشارشکن
  • دکمۀ فشاری
  • دیوارۀ فشاربان
  • رآکتور آب تحت ِفشار
  • ران فشاردن
  • رنگرزی فشاری
  • رَخ انحلال فشاری
  • رَزش فشاری
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومی

لغت نامه دهخدا

فشارش. [ ف ِ رِ ]( اِمص ) فشار دادن. ( فرهنگ فارسی معین ) :
بزر سفره پشت از فشارش امعاء
بسیم کان میان ران ز جنبش اعصاب.
خاقانی.

فرهنگ معین

(فِ رِ ) (اِمص . ) فشار دادن .

فرهنگ فارسی

( اسم ) فشار دادن .

دانشنامه عمومی

فشارش (زمین شناسی). فشارش یا فشردگی (انگلیسی: Compression) در زمین شناسی به مجوعه ای از تنش گفته می شود که با جهت همگرا به سمت مرکز سنگ وارد می آید. مقاومت فشاری عبارت است از بیشینه تنش فشاری که می تواند به یک ماده پیش از شکستن آن وارد شود. هنگامی که بیشینه تنش فشاری در جهت افقی وارد می شود، پدیده راندگی می تواند است روی دهد که نتیجه آن کوتاه و ضخیم شدن آن بخش از پوسته زمین است. اگر بیشینه تنش ف...

کلمات مرتبط

  • هم فشارش
  • شیر فشارشکن
  • دکمۀ فشاری
  • دیوارۀ فشاربان
  • رآکتور آب تحت ِفشار
  • ران فشاردن
  • رنگرزی فشاری
  • رَخ انحلال فشاری
  • رَزش فشاری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات