کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : فشار و زور در امری
تلفظ بین المللی :
/fˈeʃɑr vˈa zˈuːr dˈar ˈaːmri/
تلفظ :
[f'eSAR v'a z'u:R d'aR 'a:mRi]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
با زور و فشار پر کردن
زیر فشار قرار دادن
حفاری زیر فشار تعادلی
فشار و دمای استاندارد
بزور و فشار وادار کردن
دارای وزن و فشار زیاد
فشار خیلی ضعیف و غیر عادی رگها
زدن و فشار اوردن
شرایط استاندارد دما و فشار
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
impressure
(اسم)
فشار، اعمال نیرو بر روی چیزی، فشار و زور در امری
کلمات مرتبط
با زور و فشار پر کردن
زیر فشار قرار دادن
حفاری زیر فشار تعادلی
فشار و دمای استاندارد
بزور و فشار وادار کردن
دارای وزن و فشار زیاد
فشار خیلی ضعیف و غیر عادی رگها
زدن و فشار اوردن
شرایط استاندارد دما و فشار
نظرات