Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فسوس امدن

تلفظ بین المللی : /fˈosuːs ˈaːmdan/ تلفظ :‌ [f'osu:s 'a:mdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • فسوس آمدن
  • فسوس
  • فسوس داشتن
  • فسوس مندی
  • فسوس گر
  • فسوس پذرفتن
  • فسوس کردن
  • سرای فسوس
  • رجل الفلوس
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

( فسوس آمدن ) فسوس آمدن. [ ف ُ م َ دَ ] ( مص مرکب ) حیف آمدن. دریغ داشتن از کاری :
بجز بر آن صنمم عاشقی فسوس آید
که جزبر آن رخ او عاشقی کیوس آید ( کذا ).
دقیقی.

فرهنگ فارسی

( فسوس آمدن ) حیف آمدن . دریغ داشتن از کاری

کلمات مرتبط

  • فسوس آمدن
  • فسوس
  • فسوس داشتن
  • فسوس مندی
  • فسوس گر
  • فسوس پذرفتن
  • فسوس کردن
  • سرای فسوس
  • رجل الفلوس
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات