معانی کلمه : فسفات
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
ترکیبی که از اسیدفسفریک و بعضی فلزات به دست می آید.
فرهنگ معین
(فُ ) [ فر. ] (اِ. ) هر یک از نمک های اسیدفسفریک که بیشتر برای کودهای شیمیای ی به کار می روند.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
املاح اسید فسفریک هستند و برای کودهای شیمیایی به کار میروند . فسفاتهای قلیایی مانند فسفات سدیم و پتاسیم و آمونیم در آب محلول هستند و فسفاتهای دیگر در آب غیر محلول ولی در اسیدها محلولند . فسفاتها با نیترات نقره رسوب زرد فسفات نقره تولید می کنند که در اسید ازتیک و آمونیاک هر دو حل می شود .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
phosphate (اسم)
فسفات، نمک اسید فسفریک
