Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فریکاسه

تلفظ بین المللی : /fˌarikˈɑseː/ تلفظ :‌ [f,aRik'Ase:]
لغت نامه دهخدافرهنگ معین
  • ریکاسه
  • فراسه
  • فروکاست موقت
  • فروکاست گرایی
  • فریسه
  • عوام فریبانه
  • تب فروکاستی
  • فخریکاه گوردخمه
  • فراکاستورو جیرولامو
لغت نامه دهخدافرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

فریکاسه. [ ف ِ س ِ ] ( فرانسوی ، اِ ) گوشتی که به قطعات بریده و در سوس پخته شده باشد. و آن شامل انواع مختلف است. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ معین

(فِ س ) [ فر. ] (اِ. ) گوشتی که به قطعات بریده و در سسس پخته شده باشد و آن شامل انواع مختلف است .

کلمات مرتبط

  • ریکاسه
  • فراسه
  • فروکاست موقت
  • فروکاست گرایی
  • فریسه
  • عوام فریبانه
  • تب فروکاستی
  • فخریکاه گوردخمه
  • فراکاستورو جیرولامو
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات