معانی کلمه : فریه گر
لغت نامه دهخدا
فریه گر. [ ف ِرْ ی َ / ی ِ گ َ ] ( ص مرکب ) لعنت کننده. نفرین کننده. کسانی که در جنگ از دور به سپاه دشمن دشنام دهند و آنهارا به خشم آرند : سپهسالاری وی ابوالحسن حاجب داشت و فریه گران بر باره شدند. ( تاریخ سیستان ).
فرهنگ فارسی
لعنت کننده . نفرین کننده
