معانی کلمه : فریم
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
(فِ رِ ) [ انگ . ] (اِ. ) ۱ - دسته ای از بیت ها و بایت ها که برای انتقال در قالبی مشخص جمع شوند، قابک . (فره ). ۲ - قاب عینک . ۳ - هر قطعه از تصاویر فیلم یا اسلاید.
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:چارچوب (رایانه)
wikijoo: فریم
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
قاب
گویش مازنی
معرب پریم
/farim/ معرب پریم
