معانی کلمه : فریغونیان
لغت نامه دهخدا
فریغونیان. [ ف َ ] ( اِخ ) امیران فریغونی خوارزم. آل فریغون :
کجاست آنکه فریغونیان ز هیبت او
ز دست خویش بدادند گوزگانان را.رجوع به آل فریغون شود.
کجاست آنکه فریغونیان ز هیبت او
ز دست خویش بدادند گوزگانان را.رجوع به آل فریغون شود.
