معانی کلمه : فریسی
لغت نامه دهخدا
فریسی . [ ف َ ] (ص ) عزلت گزین . (قاموس کتاب مقدس ).
فریسی . [ ف ُ رَ ] (ص نسبی ) منسوب است به فریس که نام اجدادی است . (سمعانی ).
فرهنگ فارسی
منسوب است به فریس که نام اجدادی است .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
pharisee (اسم)
فریسی، زهد فروش
