کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه فرونشانی | کلماتور
معانی کلمه : فرونشانی
تلفظ بین المللی :
/fˌaruːnʃˈɑni/
تلفظ :
[f,aRu:nS'Ani]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
فرهنگستان زبان و ادب
کلمات مرتبط
فرونشانی 1
فرونشانی 2
فرونشانی اپتیکی
فرونشانی فروگشته ای
فرونشانی نوری
فرونشانی وزوز
تست فرونشانی دگزامتازون
فرونشانیدن
فرونشان
مترادف و متضاد
فرهنگستان زبان و ادب
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
suppression (اسم)جلوگیری، محو، فرونشانی، توقیف، قمع، موقوف سازیappeasement (اسم)دلجویی، تسکین، فرونشانیassuagement (اسم)تخفیف، تسکین، فرونشانی، فتور، خمود...
فرهنگستان زبان و ادب
{quenching} [فیزیک] پدیده ای که در آن تکانۀ زاویه ای متوسط الکترون براثر میدان الکتریکی شدید کاهش می یابد
{repression , repressing} [زیست شناسی] جلوگیری از رونویسی یا ترجمه در نتیجۀ اتصال فرونشان به ورزگر
کلمات مرتبط
فرونشانی 1
فرونشانی 2
فرونشانی اپتیکی
فرونشانی فروگشته ای
فرونشانی نوری
فرونشانی وزوز
تست فرونشانی دگزامتازون
فرونشانیدن
فرونشان
نظرات