کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : فرونشاننده
تلفظ بین المللی :
/fˌaruːnʃɑnˈande/
تلفظ :
[f,aRu:nSAn'ande]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
خشم کسی را فرونشاندن
فرونشاندن خشم و غضب
فرونشاندن
فرونشانیدن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
suppressor (اسم)جلوگیری کننده، فرونشاننده، موقوف سازنده، موقوف کنندهsilencer (اسم)صدا خفه کن، ساکت کننده، خاموش کننده، فرونشانندهsuppressive (صفت)جلوگیری کننده، فرونشاننده، موقوف سازنده...
کلمات مرتبط
خشم کسی را فرونشاندن
فرونشاندن خشم و غضب
فرونشاندن
فرونشانیدن
نظرات