Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فروریختن

تلفظ بین المللی : /fˌorurˈixtan/ تلفظ :‌ [f,oRuR'ixtan]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید
  • حادثه فروریختن ساختمانی در خیابان سعادت اباد تهران
  • فرو ریختن
  • فروریخته
  • یکباره فرو ریختن
  • فروهیختن
  • فروبیختن
  • بودا از شرم فروریخت
  • رخ فروختن
  • سرکه فروختن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید

لغت نامه دهخدا

فروریختن . [ ف ُ ت َ ] (مص مرکب ) چیزی را از بالا به پایین ریختن : یکروز به گرمابه همی آب فروریخت مردی بغلط لج بزدش بر در دهلیز. منجیک ترمذی .بزد تیغ و انداخت از تن سرش فروریخت چون رود خون از برش . فردوسی .فروریخت از دیده سیندخت خون که کودک ز پهلو کی آید برون ؟ فردوسی .نداد ایچ پاسخ مر او را ز شرم فروریخت از دیدگان آب گرم . فردوسی .آن لعل لعاب از دهن گاو فروریزتا مرغ صراحی کندت نغز نوایی . خاقانی ...

فرهنگ عمید

۱. جدا شدن و به ‌پایین ریختن.
۲. جاری شدن.
۳. [مجاز] نابود شدن؛ از بین رفتن.
۴. (مصدر متعدی) چیزی را به پایین ریختن.
۵. (مصدر متعدی) [مجاز] خراب کردن.
۶. (مصدر متعدی) [قدیمی] انداختن.


کلمات مرتبط

  • حادثه فروریختن ساختمانی در خیابان سعادت اباد تهران
  • فرو ریختن
  • فروریخته
  • یکباره فرو ریختن
  • فروهیختن
  • فروبیختن
  • بودا از شرم فروریخت
  • رخ فروختن
  • سرکه فروختن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات