کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : فروتنده
تلفظ بین المللی :
/fˌoruːtˈande/
تلفظ :
[f,oRu:t'ande]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
دین فروزنده
رمزگذاری فرستنده انکارپذیر
زهد فروشنده
فرستنده
فرستنده 1
فرستنده 2
فرستنده ـ گیرنده
فروزنده
فروزنده رو
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
فروتنده. [ ف ُ ت َ دَ / دِ ] ( ص ) متعصر و فشرده شده. ( برهان ). از برساخته های دساتیر است. رجوع به فرهنگ دساتیر ص 258 شود.
کلمات مرتبط
دین فروزنده
رمزگذاری فرستنده انکارپذیر
زهد فروشنده
فرستنده
فرستنده 1
فرستنده 2
فرستنده ـ گیرنده
فروزنده
فروزنده رو
نظرات