Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فروتابیدن

تلفظ بین المللی : /fˌaruːtˈɑbidˌan/ تلفظ :‌ [f,aRu:t'Abid,an]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • فروتابیدگی
  • فراتابیدگی
  • فرومالیدن
  • فروباریدن
  • فروتراشیدن
  • فروخسبیدن
  • فروزانیدن
  • فروکوبیدن
  • فروتادندان
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

فروتابیدن. [ ف ُ دَ ] ( مص مرکب ) تابیدن به پائین. از بالا تابیدن :
زیرا که اگر به چه فروتابد
مه را نشود جلالت ماهی.
ناصرخسرو.
رجوع به تابیدن شود.

فرهنگ عمید

۱. به پایین تابیدن.
۲. تابیدن آفتاب به زمین.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) به پایین تابیدن : بیابانی دید چون جهنم آفتاب فرو تابیده دودی و غباری تا باسمان می شد .

کلمات مرتبط

  • فروتابیدگی
  • فراتابیدگی
  • فرومالیدن
  • فروباریدن
  • فروتراشیدن
  • فروخسبیدن
  • فروزانیدن
  • فروکوبیدن
  • فروتادندان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات