معانی کلمه : فرهنگستان
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
انجمنی رسمی در هر کشور که از سرآمدان علوم و فنون برای بحث و تحقیق در مسائل علمی و ادبی تشکیل می شود.
فرهنگ معین
( ~ . گِ ) [ په . ] (اِمر. ) آکادمی ، انجمن علمی فرهنگی .
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:آکادمی
wikijoo: فرهنگستان
فرهنگ فارسی
مؤسسهای رسمی مرکب از صاحبنظران در علم و ادب و هنر * واژۀ آکادمی در بعضی از کشورها معنایی وسیعتر از فرهنگستان دارد که بنا به مورد میتوان آن را به مؤسسۀ تحقیقاتی و مرکز پژوهشی و... ترجمه کرد.
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
academy (اسم)
فرهنگستان، دانشگاه، اکادمی، اموزشگاه، انجمن ادباء و علماء، انجمن دانش، مکتب و روش تدریس افلاطونی
فرهنگستان زبان و ادب
{academy, académie (fr. )} [عمومی] مؤسسه ای رسمی مرکب از صاحب نظران در علم و ادب و هنر
* واژۀ آکادمی در بعضی از کشورها معنایی وسیع تر از فرهنگستان دارد که بنا به مورد می توان آن را به مؤسسۀ تحقیقاتی و مرکز پژوهشی و... ترجمه کرد.
