کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : فرهادوار
تلفظ بین المللی :
/farhˈɑdvɑr/
تلفظ :
[faRh'AdvAR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
فرهاد وار
فرادیواره
فراواریدن
فرهاداباد
فرهادگرد
قلعه فرهادخان
قلعه نو فرهادگرد
گروه فرادوری
فراوار
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
فرهادوار.
[ ف َ ] (ص مرکب ، ق مرکب ) فرهادمانند. بشیوه ٔ فرهاد. بی پرده و بی باک
:
فرهادوارم از لب شیرین گزیر نیست
ور کوه محتشم بمثل بیستون شود.
سعدی .
رجوع به فرهاد و فرهادصفت شود.
کلمات مرتبط
فرهاد وار
فرادیواره
فراواریدن
فرهاداباد
فرهادگرد
قلعه فرهادخان
قلعه نو فرهادگرد
گروه فرادوری
فراوار
نظرات