Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فرنک

تلفظ بین المللی : /fˈarnak/ تلفظ :‌ [f'aRnak]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • فرنک بنه
  • فرنک د وال
  • فرنک ساتن
  • فرنک هیرزر
  • فرنک ویرجینیای غربی
  • فرنک پتکی
  • فرنک پرویتی
  • فرنک کلپاکی
  • زبان فرنک کومتو
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

فرنک . [ ] (اِخ ) شهرکی است خرد و آبادان [ به ماوراءالنهر ] نزدیک ابردکث و بغویکث . (حدود العالم ). رجوع به فرکت و فرنکد شود.

فرنک . [ فْرَ / ف ِ رَ ] (اِ) لیره . || فرانک که سکه ای است معروف و واحد پول چند کشور است . (از دزی ج 2 ص 262). رجوع به فرانک شود....

فرهنگ فارسی

شهرکی است خرد و آبادان نزدیک ابردکث و بغویکث .

کلمات مرتبط

  • فرنک بنه
  • فرنک د وال
  • فرنک ساتن
  • فرنک هیرزر
  • فرنک ویرجینیای غربی
  • فرنک پتکی
  • فرنک پرویتی
  • فرنک کلپاکی
  • زبان فرنک کومتو
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات