کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : فرنجمسک
تلفظ بین المللی :
/fˌarndʒamˈasak/
تلفظ :
[f,aRndZam'asak]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
فرنجمشک
فرنجک
فلنجمشک
فرنگمشک
جیمز فرنسیسکس
فرودگاه بین المللی فرنسیسکو سارابیا
فرودگاه بین المللی ژنرال فرنسیسکو خاویر مینا
فرودگاه بین المللی ژنرال فرنسیسکو موییکا
فرودگاه بین المللی گاورنر فرنسیسکو گابریلی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
فرنجمسک. [ ف َ رَ م ِ / م ُ ] ( معرب ، اِ ) قرنفل بستانی است. معرب پرنجمشک. ( منتهی الارب ). افرنجمشک. اصابعالفتیات. بالنگوی صحرایی. بقلةالضب. ( یادداشت به خط مؤلف ). فرنجمشک.
کلمات مرتبط
فرنجمشک
فرنجک
فلنجمشک
فرنگمشک
جیمز فرنسیسکس
فرودگاه بین المللی فرنسیسکو سارابیا
فرودگاه بین المللی ژنرال فرنسیسکو خاویر مینا
فرودگاه بین المللی ژنرال فرنسیسکو موییکا
فرودگاه بین المللی گاورنر فرنسیسکو گابریلی
نظرات