کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : فرنباذ
تلفظ بین المللی :
/farnbˈɑz/
تلفظ :
[faRnb'Az]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
فرنباذی
فرناباذ
فرنداذ
فرنباخ 3433
کنستانتین فرنباخ
ژوان فرنانده
فرناخیدن
فرناد
فرناس
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
فرنباذ. [ ف َ ن َ ] ( اِخ ) نام قریه ای در پنج فرسنگی مرو. ( یادداشت به خط مؤلف ). قریه بزرگی است در پنج فرسنگی مرو. ( از سمعانی ). فرناباذ. رجوع به فرناباذ شود.
کلمات مرتبط
فرنباذی
فرناباذ
فرنداذ
فرنباخ 3433
کنستانتین فرنباخ
ژوان فرنانده
فرناخیدن
فرناد
فرناس
نظرات