Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فرمول

تلفظ بین المللی : /fˈormul/ تلفظ :‌ [f'oRmul]
فرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهفرهنگستان زبان و ادب
  • فرمول آسان گوار
  • فرمول بندی
  • فرمول تجربی
  • فرمول تقریب
  • فرمول خطی
  • فرمول درجه دوم
  • فرمول رطوبت سنجی
  • فرمول ساختاری فشرده
  • فرمول نقطۀ شبنم
فرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهفرهنگستان زبان و ادب

فرهنگ عمید

۱. (ریاضی ) قاعده ای که به کمک علامت های جبری بیان شود.
۲. (شیمی ) علامت های اختصاری که برای بیان کردن ترکیب شیمیایی مواد به کار می رود، مانندِ co۲.
۳. (فیزیک ) عبارتی که رابطۀ چند کمیت را با یکدیگر بیان می کند.
۴. [عامیانه] اسلوب، قاعده.

فرهنگ معین

(فُ ) [ فر. ] (اِ. ) ۱ - نمونه ، سرمشق ، دستور (فره ). ۲ - رمز. ۳ - نشان دادن یک اصل یا رابطه ای معین با نمادهای ریاضی . ۴ - نمایاندن یک ترکیب یا ساختمان شیمیایی با نمادها و علامات اختصاری .

دانشنامه آزاد فارسی

فرمول (ریاضیات). فُرمول (ریاضیات)(formula)فُرمولفُرمولفُرمولدر ریاضیات، مجموعه ای از نمادها و اعداد، و نشان دهندۀ رابطه، قاعده، اصل یا جواب عام مسئله. مثلاًA=πr۲ فرمول محاسبۀ مساحت دایره، و E = mc۲ فرمول معروف اینشتین است که انرژی و جرم را به‎هم مربوط می کند. فرمول های رایج دیگری هم برای چگالی، جرم، حجم، و غیره وجود دارد. تغییر نهاد فرمول بازآرایی فرمول به منظور تعویض نهاد یا مبتدای فرمول است. م...

فرهنگ فارسی

قاعده یا اصل یا رابطه‌ای که با استفاده از نمادهای ریاضی بیان شده باشد متـ . دستور 2

دستور، اسلوب، قاعده، سرمشق، نمونه، رمز
( اسم ) ۱ - نمونه سرمشق ۲ - رمز ۳ - بیان رابطه ای معین ۴ - عبارتی است که رابطه مقادیری را که جواب مسایل مشایهی هستند معین می کند ۵ - نسخه دستور ۶ - بیان نسبت اجسامی که شئ از آن به وجود می آید با نشانه ای اختصاری .

دانشنامه عمومی

دیسول. از "دیس" (فرم، شکل، چون تندیس، مَهدیس) و پسوندِ "اول، اوله، آله" (چون پنجول، زنگوله، بزغاله) رویهم به چَمِ "دیسۀ کوچک، شکلِ کوچک".

فرمول یا فورمول، (به لاتین: formula) دستور، اسلوب، قاعده، سرمشق، نمونه، رمز را گویند (فرهنگ دهخدا).فرمول به زنجیره ای متشکل از حروف، اعداد، کلمات، علامت های اختصاری و غیره گفته می شود که شخصیت یا موجودیتی را در علوم، مثلا: ریاضی، شیمی، فیزیک و غیره تعریف و...

مترادف و متضاد

سرمشق، نمونه

دستور، قاعده، نسخه

۱. دستور، قاعده، نسخه
۲. سرمشق، نمونه

formula (اسم)
ورد، دستور، فرمول، قاعده، فورمول، قاعده رمزی

composition (اسم)
ترکیب، انشاء، فرمول، قطعه هنری

فرهنگ فارسی ساره

سانیز، ساختاره، ریختار

فرهنگستان زبان و ادب

{formula} [ریاضی] قاعده یا اصل یا رابطه ای که با استفاده از نمادهای ریاضی بیان شده باشد متـ . دستور 2

کلمات مرتبط

  • فرمول آسان گوار
  • فرمول بندی
  • فرمول تجربی
  • فرمول تقریب
  • فرمول خطی
  • فرمول درجه دوم
  • فرمول رطوبت سنجی
  • فرمول ساختاری فشرده
  • فرمول نقطۀ شبنم
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات